شما اینجا هستید

معارف اسلامی دانشگاه ها و چالش های پیش رو

چکیده
تا کنون اقدامات ارزشمندی جهت اصلاح و بهینه سازی دروس معارف اسلامی دانشگاهه انجام گردیده است با اینحال ارتقاء کیفی و کمی این دروس – حداقل برای قشرهایی از جامعه دانشگاهی- قانع کننده نبوده است بخشی از عدم توفیق بیشتر  نتیجه عدم ارائه هدف تربیتی مشخص برای این دروس است که آن نیز به نوبه خود معلول عدم وجود طرح جامع تربیتی در آموزش عالی است و طبعا سهم دروس معارف اسلامی هم  نا مشخص است .
ضمن تاکید بر اولویت دادن به شفاف سازی هدف و تهیه راهبرد جهت سیاستها و برنامه ریزیهای مربوطه و نیز تاکید بر مدیریت واحد جهت پیگیری موضوع  یاد اور میشود: پاره ای حساسیتها ایجاب می کند به نیروی انسانی معارف که عمدة مدرسان این دروس هستند توجه بیشتری شود و از سختگیریهای قشری نگر فراتر رفته نسبت به برخی ویژگیهای موثرتر ارزش گذاری مناسب صورت گیرد.
واژگان کلیدی:هدف،مدیریت واحد، دروس معارف اسلامی،اصلاح و بهینه سازی،استاد
---------------------------
از مهر62 که اینجانب تدریس معارف اسلامی را در دانشگاههای معتبر کشورآغاز کردم تا الان که مهر92فرا می­رسد درست سی سال گذشه است این مدت برای ساماندهی به معارف اسلامی دانشگاهها مدت کمی نبوده است اما هنوز ابهاماتی وجود دارد که درمقام عمل پاسخ روشنی به آن داده نشده است در این مدت طرحهای پژوهشی متعددی انجام گرفتهزحمات ارزشمندی در بخشهای مختلف انجام شده است که انصافا کارهای مثبت و ارزشمند در میان آنها فراوان است مع الوصف  هنوز در جلسات کارشناسی و مرتبط  سئوالاتی مطرح می شود که ناشی از ابهامات موجود در این زمینه است به نمونه هایی از این سوالات در ذیل اشاره می شود:
 ابهام و سئوال
- هدف دروس معارف چیست؟ چقدر به هدف رسیده ایم؟
- آیا کلاس معارف یک کلاس تاثیر گذار شخصیتی است و یا آموزش دقیق برخی مفاهیم؟
- نگاه ما به دروس معارف چیست؟دانش دینی منتقل شود یا بستر تربیت دینی فراهم شود؟
 - دانشجو چه هدفی دارد و تلقی دانشجویان از دروس معارف چیست؟
- نگاه والدین دانشجویان و تلقی جامعه و نگاه مسئولان چیست؟
- چرا اساتید تخصصی الهیات درس معارف ارائه نمیکنند و آن را کسر شأن خود میدانند؟
- نگاه مدیریتی به معارف چیست؟
- معارف اسلامی  برای آموزش است یا برای تربیت؟
- نظام تربیتی ما برای دروس معارف چیست؟و تأثیرگذارترین عامل تربیتی چیست؟ تا سرمایه گذاری روی آن انجام شود.
- چرا بخشی از اساتید خوب را از دست داده ایم؟  
- طرحهای پژوهشی متعددی برای آسیب شناسی معارف انجام شده است نتیجه عملی آنها چه بوده است؟
- آیا حجم عناوین و ازدیاد آن کمکی به رفع مشکلات معارف کرده است؟
- چرا با این همه تلاش و گذشت زمان، هنوز از وضعیت معارف اظهار نارضایتی می شود؟ گیر کار کجاست؟
- اگر بخواهیم ره نامه ای برای معارف بنویسیم از کجا باید شروع کنیم؟
در آمدی بر  ره نامه
 نگاهی به تحولات جاری نظام آموزشی حاکی از آن است که آموزش عالی باید ضمن توجه به تنگناهای مالی ، به حفظ بهبود و ارتقاء عملکرد آموزشی خود بپردازد . شواهد گوناگون نشان میدهد موسسات آموزشی در صورتی از عهده وظایف و اهداف خود بر می آیند که از نظرکیفیت آموزشی در وضعیت مطلوب باشد باشداما هدف از دروس معارف دانشگاهها چیست؟
واقعیت این است که نگاه ما به معارف از اول کلامی بوده است.دروس معارف براساس رویکرد کلامی  اطلاعاتی موجود چندان ظرفیت بیشتری برای تاثیر گذاری ندارد و نمیشود بر آن کاخ رفیعی بنا نهاد. در شرایط فعلی هدف از معارف انتقال داده هاست.به گونه ای که اگر معارف اسلامی دانشگاه از یک گروه آموزشی انتقال داده ها، خارج شود ابتر می ماند. از سوی دیگر با ده یا دوازده جلسه معارف نباید انتظار تربیتی زیادی داشت بویژه اگر نظام جامع تربیتی هم نداشته باشیم و در نتیجه نه جای آموزش معلوم باشد و نه جای تربیت و نه جای معارف اسلامی .
در ارائه دروس معارف، به لحاظ آموزشی نیز دچار چالش هستیم چرا که دروس معارف به هیچ یک از بخشهای علمی دانشگاه چسبندگی ندارد کاملا متفرقه و حاشیه ای است. برای ارتقاء و تأثیر گذاری بیشتر باید ارتباط گروه معارف با دیگر بخشها را تعریف کنیم.این دروس همچنین باید جنبه بینشی و بصیرت افزایی داشته باشد (1)عدم همخوانی دروس معارف با واقعیت های اجتماعی یکی دیگر از مشکلات معارف اسلامی است که برای رفع آن باید چاره اندیشی کرد چرا که هدف از ارائه دروس معارف تربیت متکلم نبوده است که به همان اکتفا شود..
هدف چیست؟
دردمندانه باید گفت با گذشت سی سال از ارایه این دروس هنوز هدف از دروس معارف اسلامی دانشگاه- بویژه به لحاظ تربیتی -شفاف نیستنظام جامع تربیتی تازه تدوین شده است مع الوصف سهم دانشگاه در آن شفاف نشده است چه رسد که جایگاه آموزش و بویژه جایگاه معارف در آن مشخص باشد یعنی استاد معارف نمی داند سهم او در این نظام جامع از کجاست تا کجا؟
کلاس معارف اسلامی دانشگاه دقیقا چه چیزی را تحویل می گیرد و چه چیزی تحویل می دهد مشخص نیست. آنچه مشخص است این است که مدرس این دروس باید استاد خوبی باشد درس را تمام کند و دیگر تعهداتی که دارد انجام دهد اما سوال این است: آیا در این رابطه ساز و کارهای مناسبی تعریف می شود که براساس آن موفقیت یا عدم موفقیت یک کلاس معارف در رسیدن یا نرسیدن به هدف ارزیابی شود؟
 بدیهی است تا وقتی نظام جامع تربیتی در دانشگاه تدوین و ارائه نشود و در ان جایگاه معارف اسلامی دقیقا معلوم نشده باشد و هدف از دروس معارف شفاف نباشد اصلاح دروس معارف نیز مفهوم درستی نخواهد داشت چرا که اصلاح در مقیاس هدف معنا می دهد وقتی هدف شفاف و دقیق نیست چه چیزی و در چه رابطه ای و تا چه میزان باید اصلاح شود؟!نتیجه این می شود که: شرایط سختتر، حجم دروس زیادتر، مشکلات پیچیده تر، عملکرد پراکنده،انتظارات فراوان و هدف همچنان مبهم خواهد بود.
روش الگویی
تقوا یا همان "خویشتن بانی" عالیترین جایگاه و شاخصی است که می تواند مسیر و هدف را نشان دهد. آری خویشتن بانی یا به تعبیر فلسفی "دوری گزیدن از عوامل هستی زدا و نزدیکی به عوامل هستی بخش" نیاز امروز و آینده دانشجویان معارف اسلامی است. در همین رابطه برخی نکات باهدف بهینه سازی دروس معارف اسلامی مطرح می شود بدان امید که برای مدیران محترم و مسئولان عالی این دروس در راستای آماده سازی و اجرایی نمودن نظام جامع تربیتی که اکنون در سطوحی تهیه و ابلاغ گردیده است مفید واقع شود:
 الف:نخست آنکه آسیب شناسی هاو طرحهای تحقیقاتی انجام شده در ارتباط با دروس معارف اسلامی یکیارچه سازی گردد و با مدیریت واحد و با استفاده از ظرفیت پژوهشگاه فرهنگ و معارف اسلامی و نیز بهره مندی از صاحب نظران دیگر رشته ها،  طرحهای مناسب در اختیار دانشگاه معارف اسلامی و گروهها و مسئولان ستادی و دانشگاهی این دروس قرار گیرد.
ب:تعریف هدف بصورت عملیاتی و در چارچوب نظام جامع تربیتی هرچه زودتر آماده سازی و ابلاغ شود تا در سند چشم اندازبه آن تصریح گرددو راهبرد جهت سیاستهای و برنامه های دروسمعارف اسلامی فراهم گردد.
 ج:راهبری محتوایی از حوزه ستادی و اجراء خارج گردیده توسط بخشهای علمی و تحقیقاتی دنبال شود.
د:این انتظار دور از واقعیت نیست که موضوع سبک زندگی در دروس معارف اسلامی دنبال شود چراکه برای این موضوع در دانشگاه ،جایگاهی مناسبتر از دروس معارف اسلامی شناخته شده نیست.
ه:کلاسهای درس معارف در صورتی که مسئله محور شود و هر مسئله را استاد مناسب آن مسئله ارائه کند رضایتمندی بیشتر و بهره برداری افزونتری نصیب خواهدشد.
و:چیدمان کلاسهای معارف به شکل کنونی الزامی نیست می شود دور هم نشست و رو در رو بحث کرد و ابهامات را برطرف نمود و به همه شرکت کنندگان مجال اظهارنظر داد و شخصیت آنان را تقویت نمود. 
ز:بخشی از عدم موفقیت دروس معارف معلول عدم انطباق آموزه های معارفی با مشکلات عینی دانشجویان است می شود محتوای معارف اسلامی را با واقعیت های اجتماعی جامعه دانشگاهی منطبق نمود همانگونه که مجموعه کتابهای پرسش و پاسخ تلاش می کند گرهی از مشکلات جوانان برطرف کند در این صورت شاهد علاقمندی و بهره برداری بیشتری از کلاسهای معارف خواهیم بود. 
ح:آموزش های غیر رسمی برای بسیاری از موضوعات معارفی تأثیر گذاری بیشتری داشته است برای نمونه امام شناسی در یک سفر زیارتی مشهد به مراتب تأثیر گذارتر از یک کلاس دانشگاه خواهدبود
 انتظار از استاد معارف
 مجموعه عوامل تأثیر گذار در گروههای معارف اسلامی شامل نیروی انسانی،مدیریت آموزشی(شامل روشهای آموزش، ارزشیابی و غیره) و نیز منابع آموزشی است که در این میان نیروی انسانی از اهمیت ویژه ای برخوردار است و عمده نیروی انسانی معارف، اساتید و مدرسان این رشته هستند استاد خلق کننده فضایی است که در آن دانشجو بصیرت پیدا می کند استعدادهای نهفته خود را شناسایی وفعال نموده در جهت تواناییهای حرفه ای و شخصی خود گام بر می دارد.
ضمن تأکید بر اینکه انتظارات بیش از حد از اساتید معارف هیچ مشکلی را حل نمی کند و نیز تأکید بر اینکه دانشجو باید استاد را بپذیرد و در اینصورت است که درس را می پذیرد به شاخصهای موفقیت در یک کلاس معارف از منظر استاد اشاره می شود :
 الف:ویژگی های رفتاری
1-اخلاق (شامل:سعه صدر،گرم گرفتن،مدارا،ربط پذیری،احترام به دانشجو،زبان لیّن داشتن و صمیمی بودن)
 2-آراستگی ظاهری(پوشش و سرووضع)
3-استفاده از ادبیات فاخر و صمیمی
 4-در مسائل سیاسی موضع گیری یکطرفه نکند و وجهه عمومی خود را حفظ کند.
 5-اذیت کن نباشد بویژه در نمره و حضور و غیاب. (بدون افراط و تفریط و کم گذاشتن از کار با دانشجوکنار بیاید)
6-مهارت برقراری ارتباط داشته باشد.زمینه ای ایجاد کند که دانشجو وارد بحث شود ؛اعتماد به نفس دانشجو را بالا ببرد(،یاد گرفتن اسم دانشجویان و صدا زدن آنان، تأثیر خوبی در ایجاد ارتباط دارد.)
7-بیان خوب،خط زیبا داشتن،( مهارت ،حتی اگر به درس مرتبط نباشد مثل ورزش می تواند در ایجاد رابطه موفق میان استاد و دانشجو موثر باشد).
 ب:ویژگی های روشی:
1-بحث دوطرفه باشد و زمینه مشارکت دانشجو را فراهم کند که در نتیجه کلاس پویا و پرتحرک خواهد بود .
2-ارزشیابی مستمر و در صورت امکان در هر جلسه
3-فرصت دادن به دانشجو برای طرح شبهات
4-ساده سازی بحث و تلخیص مطالب جهت تسهیل یادگیری  
5-استفاده از ابزار کمک آموزشی مثل اسلاید و فیلم
6-پراکنده گویی نداشته باشد
7-متناسب با نیازهای دانشجویان تدریس کند
8-مخاطب شناسی و تشخیص سطح کلاس و فرهنگ مخاطبان ( ارائه دروس متناسب با آن تأثیر زیادی در موفقیت درس خواهد داشت) .
9-به سوالات دانشجویان توجه کند و مهارت گوش دادن داشته باشد.
 
10-انتقاد پذیر بوده عدالت را رعایت کند
ج-ویژگی های آموزشی و علمی:
-بیش از کتاب دانش داشته باشد و کتابهای دیگری را دیده باشد که بتواند بر موضوع تدریس اشراف و اشکالات و ابهامات متن را پاسخ دهد.
-در موضوع توانمندی لازم برای پاسخ به سوالات و شبهات دانشجویان را داشته باشد. 
اضافه می نماید :در حال حاضر اساتیدی هستند که به عنوان استاد معارف آغاز به کارکرده‌اند ولی اکنون به عضویت گروه‌های تخصصی درآمده و در کنار رشته‌ی تخصصی که دغدغه‌ی‌اصلی آن‌هاست بعضادروس معارف را نیز تدریس می‌کنند! نهادهای مربوط باید در نحوه جذب و تداوم حضور چنین اساتیدی اقدامات بیشتری صورت دهند
_______________________
منابع:
1-قل هذه سبیلی ادعوا الی الله علی بصیره انا و من اتبعنی
سوره یوسف ایه 108   
 عبدالرحمان کمالی/عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و معارف اسلامی

افزودن دیدگاه جدید

Filtered HTML

  • نشانی‌های وب و پست الکترونیکی به صورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • تگ‌های HTML مجاز: <a> <em> <strong> <cite> <blockquote> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • نشانی‌های وب و پست الکترونیکی به صورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.